يرقان


+ به حق چیزهای ندیده

سعید مرتضوی: من قول شرف میدم

وزیر بهداشت: به تخمم

نویسنده : یرقان ; ساعت ۱٢:۳٦ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/٢/٢٧
تگ ها:
comment نظرات () لینک

+ سلیقه مردانه

_ از کدوم بازیگر خوشت میاد؟

_مریل استریپ تیز

نویسنده : یرقان ; ساعت ٦:٢٦ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۱٢/۱۱
تگ ها:
comment نظرات () لینک

+ سطح دغدغه

شاعری میگفت:بیچاره فرهاد؛نانوا ها هم جوش شیرین میزنند.

غافل از اینکه امروز با افتخار روی شیشه های نوشابه می نویسند: (( شیرین کنند طبیعی))

نویسنده : یرقان ; ساعت ۱:٠۱ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/٩/۳
تگ ها:
comment نظرات () لینک

+ حالا که بیکاری بیا گودر*

محمد نصرتی به علت دست زدن به باسن شیث رضایی به محرومیت تا اطلاع بعدی* کسر 15 درصد از قرادادش محکوم شد که با یک حساب سرانگشتی!میشه حدود 40-50 میلیون تومن.فکر میکنم اگر نصرتی به کون جنیفر لوپز دست میزد ارزونتر درمیومد براش

نویسنده : یرقان ; ساعت ۱٢:٠٥ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۸/٩
تگ ها:
comment نظرات () لینک

+ فارسی را پاس بداریم

سال جهاد اختلاسی

نویسنده : یرقان ; ساعت ٧:٢٧ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۸/٤
تگ ها:
comment نظرات () لینک

+ شما یادتون نمیاد

شما یادتون نمیاد یک زمانی گوگل سرویسی داشت به نام گودر؛ وقتی از زن و زندگی دلمون می گرفت پناه می‌بردیم بهش

نویسنده : یرقان ; ساعت ۱۱:٤٥ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۸/۳
تگ ها:
comment نظرات () لینک

+ بدن شما چند نقطه دارد؟

معاون سازمان زندانهای کشور به خبرگزاری مهر گفته: پس از سالها مطالعه، بررسی و بازرسی دریافتیم که یک زندانی بدون داشتن لباس و پوشش می‌تواند در 32 نقطه از بدن خود مواد مخدر جاسازی کند.

پ.ن: من هرچه شمردم بیشتر از هفت نقطه در بدنم کشف نکردم. خواستم بدونم شما در بدنتان چند نقطه دارید؟‎

نویسنده : یرقان ; ساعت ٩:٥۳ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٧/۱٥
تگ ها:
comment نظرات () لینک

+ به یاد استیو جابز...

سیب دندان زده افتاد به خاک...

نویسنده : یرقان ; ساعت ۳:۱٩ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٧/۱٤
تگ ها:
comment نظرات () لینک

+ نیروی انتظامی,تشکر تشکر

_ اقا زاده چه کاره هستند؟

_ قصاب ماهواره ان

نویسنده : یرقان ; ساعت ۸:٤٢ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٧/۱٢
تگ ها:
comment نظرات () لینک

+ شما یادتون نمی‌اد

شما یادتون نمیاد، یک زمانی بود که ملت روی در دستشویی و حمام خونه‌هاشون تابلوهای کوچکی می‌زدن که روی یکیش یک پسر بچه در حال دوش گرفتن بود و روی دومی همون بچه روی کاسه توالت فرنگی نشسته بود، گاهی هم سر پا داشت می‌شاشید. 

جالا انگار که خونه ها صد تا در داشت که معلوم نبود حمام و دستشویی کدومه

نویسنده : یرقان ; ساعت ٤:۳٠ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٧/٩
تگ ها:
comment نظرات () لینک

+ پیشانی یک وبلاگ عرزشی نوشته بود

هر کس به ولای رهبرم شک دارد... دامان عفاف مادرش لک دارد

نویسنده : یرقان ; ساعت ٩:٤٥ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٧/٧
تگ ها:
comment نظرات () لینک

+ تیتر روز

رویانیان پرس «پلیسی» شد!

نویسنده : یرقان ; ساعت ۸:٠٢ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/٧/٧
تگ ها:
comment نظرات () لینک

+ عشوه به نرخ روز

_چند تا دوسم داری؟

_ اختلاس تا

نویسنده : یرقان ; ساعت ۳:٥۸ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٧/٤
تگ ها:
comment نظرات () لینک

+ آموزش ترک سیگار

کی می‌گه ترک سیگار کار سختیه؟ من روزی بیست سی دفعه سیگارو ترک می کنم.

+این جمله را به راویان متعددی نسبت می‌دهند از جمله همینگوی

نویسنده : یرقان ; ساعت ٤:٤٢ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٦/٢۱
تگ ها:
comment نظرات () لینک

+ بچه نامشروع شهرنشینی

از چپ و راست و روبرو.  گلاب به رویتان حتی از وسط پا!  فرقی نمی کند پیاده باشی یا سواره.  موتوری برای خودش حق عبور قائل است.  عین تیر غیب از کوچه می پرد وسط خیابان و راهت را می بُرد.  هنوز ندیده ام موتور را از بالای گاردریل اتوبان عبور دهند گرچه بعید هم نیست.  

 

همیشه، حتی در ترافیک، باید حدفاصلی "موتوررو" با اطراف داشت.  بوق می زند و خیلی که مجهز بود، از غروب به بعد چراغ هم می دهد: "راه رو باز کن من رد شم".  ماشین را که به هوای راه باز کردن تکان دادی، یکهو دیدی از جهات اربعه و نابدترت هم موتوری دارد می گذرد.  موتوری خودش را راننده نمی داند.  موتور را وسیله ی کسب روزی هم نه، یک جور بال می داند.  از روی جدول، از توی پیاده رو، از لابلای شمشادها و یا مخالف مسیر خیابان حتی وقتی خیابانش دوطرفه باشد.

  

موتوری نماد سرکشی انسان وانهاده به خود است.  یک جور بچه نامشروع جنگل مدرن و آسفالت شده ای به نام شهر.  نه چیزی برای از دست دادن دارد و نه کسی را- جز خودش.  کسی ست که با چند برگ اسکناس ریز نشسته پای داو قمار.  انسانی که می داند پیگیری حقوق اجتماعی اش یک جوک نخ نما است.  می داند اگر بجنبد شاید آن روز را برنده شود و تازه باختش هم به هر حال به پای خودش است مثل آش کشک خاله.  می داند که حد اقلّ کوپن را برای اظهار وجود دارد.  همین است که خود را مخاطب هیچ قانونی نمی داند.  نحوه ی راندن موتورش هم دهن کجی ای ست به بی محلی ای که -به زعم او- به او شده.

 

موتوری مانند انسانی که ناگزیر به گذر از مسیرهای ناشناخته و پر از موانع پیش بینی نشده است، خیابان ثابت هر روزه را هر بار به یک مدل می رود و با کشف و حتی اختراع مسیرهای تازه. در هر جور ترافیکی فاتحانه راهش را ایجاد می کند و می گذرد. از لاین سه به پیاده رو و از لاین یک به بلوار وسط.  تعجب ندارد اگر به نرده و گاردریل ناسزا بگوید که سد راهش شده اند و یا برای باعث و بانی نرده و جدول  عطوفت های فردی یا خانوادگی حواله نکند. 

 

من نمی مانم.  موتوری ام.  از توی جوی آب هم می توانم رد شوم.  این به آن در که ماشین ندارم.  من از این نتوانستن تو که اسیر لاین و چراغ قرمز و گردش و دور زدن ممنوعی، روزی می خورم.  می روم، می زنم، راه می بُرم.  راه بدهد، از فرق سر آدم هم رد می شوم.  چه حاجت به خیابان!  من موتوری ام.  کارم توانستن کاری ست که تو نمی توانی، رد شدن از جاهایی که برای تو راهی به آنجا نیست.  به من بزنی مقصر هم هستی.  به عابر بزنم در می روم.  گیر که بیفتم، کف دستی که مو ندارد...

کارمن

نویسنده : یرقان ; ساعت ۱:۳۸ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٦/۱٧
تگ ها:
comment نظرات () لینک

← صفحه بعد